به گزارش خبرنگار بینالملل تازههای اقتصاد؛ تنشهای سیاسی، جنگ و رقابتهای ژئوپلیتیکی در خاورمیانه، سالهاست اقتصاد کشورهای منطقه را تحت فشار قرار داده است. یکی از نخستین بازارهایی که به این تحولات واکنش نشان میدهد، بازار ارز است؛ بازاری که تغییرات آن میتواند از سرمایهگذاری و تجارت خارجی تا تورم و رفاه خانوارها را تحت تأثیر قرار دهد. اما به اعتقاد دکتر مته گوندوعان، اقتصاددان و تحلیلگر سیاسی و مشاور اقتصادی نخست وزیر پیشین ترکیه، ریشه این آسیبپذیری را نباید تنها در تصمیمهای روزمره بانکهای مرکزی یا بحرانهای مقطعی جستوجو کرد؛ مسئله اصلی، ساختار نظام پولی و مالی کشورهاست.
گوندوعان که سابقه فعالیت سیاسی، نگارش هشت کتاب در حوزه اقتصاد و سیاست، همکاری با نجمالدین اربکان و نقش در شکلگیری گروه دی-۸ را در کارنامه دارد، معتقد است بیثباتی خاورمیانه صرفاً نتیجه عوامل داخلی نیست. از نگاه او، بازیگران خارجی که به دنبال نفوذ و سلطه بیشتر هستند نیز در شکلگیری این وضعیت نقش دارند. او یادآوری میکند که خاورمیانه ۱۵۰ تا ۲۰۰ سال پیش منطقهای آرامتر و باثباتتر بود و بیثباتی امروز را نمیتوان یک ویژگی طبیعی و همیشگی منطقه دانست.
به گفته او، بیثباتی از یک سو سرمایهگذاری را کاهش میدهد؛ زیرا سرمایه معمولاً به دنبال محیط امن و قابل پیشبینی است. از سوی دیگر، همین بیثباتی میتواند برای صاحبان قدرت و سرمایهای که توان فعالیت در شرایط بحرانی را دارند، فرصت ایجاد کند. گوندوعان معتقد است در چنین شرایطی، دولتهای ضعیف، بوروکراسی ناکارآمد و قوانین اجرا نشده، زمینه را برای بهرهبرداری بیشتر از منابع منطقه فراهم میکنند. بنابراین، از نگاه او، بیثباتی هم مانع توسعه است و هم میتواند به ابزاری برای بهرهبرداری اقتصادی تبدیل شود.
آسیبپذیری مشترک ایران و ترکیه
اما این بیثباتی چگونه به بازار ارز منتقل میشود؟ گوندوعان برای توضیح این موضوع یک پرسش ساده مطرح میکند: آیا میتوان با قدرتی محدود در برابر قدرتی نامحدود ایستاد؟ به اعتقاد او، کشورهایی مانند ایران و ترکیه، حتی اگر از اقتصاد تولیدی و منابع قابل توجه برخوردار باشند، در برابر ارزهایی که امکان خلق نامحدود آنها در اختیار اقتصادهای بزرگ قرار دارد، با محدودیت مواجهاند.
او میگوید حتی داشتن ذخایر ارزی بالا نیز بهتنهایی نمیتواند این آسیبپذیری را برطرف کند؛ زیرا یک اقتصاد ممکن است با چند تصمیم یا اقدام خارجی با فشار سنگین ارزی مواجه شود. گوندوعان ایران، ترکیه و حتی روسیه را نمونههایی از اقتصادهایی میداند که با وجود ظرفیتهای تولیدی و منابع قابل توجه، از نوسانات ارزی و مداخلات خارجی آسیب دیدهاند.
از دید او، راهحل در اصلاحات مقطعی خلاصه نمیشود و کشورها باید نظام پولی و اعتباری خود را بازطراحی کنند. گوندوعان نظام فعلی را «نظام پولی مبتنی بر بدهی» میداند و معتقد است هر کشور باید متناسب با ساختار اقتصادی خود، نظامی شفاف و قابل ردیابی برای پول، اعتبار، ارز، کالا و ذخایر طراحی کند.
او در همین چارچوب، ایران را از نظر امکان ایجاد یک الگوی مستقل پولی، دارای ظرفیت بیشتری نسبت به ترکیه میداند؛ چراکه به اعتقاد او، تعهدات ایران در برابر غرب محدودتر است. با این حال، انتقاد اصلی او این است که ایران همچنان در حوزه پولی، بانکی، بودجه و اعتبار از الگوهای غربی استفاده میکند، بدون آنکه یک مدل جایگزین متناسب با شرایط اقتصادی خود ایجاد کرده باشد. از نگاه گوندوعان، شعار سنتی «بیشتر تولید کن، بیشتر بفروش و بیشتر ارز به دست بیاور» نیز بهتنهایی نمیتواند مشکل را حل کند.
لیر ترکیه؛ قربانی تغییرات سیاستی
گوندوعان در بخش دیگری از این گفتوگو، نوسانات لیر ترکیه را به ترکیبی از فشارهای خارجی و تغییرات مداوم در سیاستگذاری اقتصادی مرتبط میداند. به گفته او، طی ۱۰ سال گذشته، تیمهای مختلف اقتصادی ترکیه رویکردهای متفاوت و حتی متضادی داشتهاند و هر تیم، بخشی از تصمیمهای تیم قبلی را تغییر داده است. نتیجه این نوسان سیاستی، افزایش بیثباتی و فشار بر رفاه مردم بوده است.
او در عین حال تأکید میکند که اقتصاد ترکیه با وجود فشارهای خارجی و برخی تصمیمهای نادرست، همچنان پابرجا مانده و بخش مهمی از این مقاومت را حاصل تلاش مردم، کارگران و تولیدکنندگان میداند. از نگاه او، نرخ ارز در نهایت یک عدد و یک ابزار مالی است، در حالی که ارزش واقعی اقتصاد را تولید، نیروی کار و فعالیت اقتصادی ایجاد میکند.
گوندوعان معتقد است حتی اگر بانک مرکزی در دورههای بحرانی تمام اقدامات ممکن را انجام دهد، در چارچوب نظام فعلی اختیار کامل نرخ ارز را در اختیار ندارد. بنابراین، افزایش یا کاهش رسمی اختیارات بانک مرکزی نیز بهتنهایی تضمینکننده ثبات پایدار نیست.
تجربه روسیه؛ هماهنگی به جای اختیار بیشتر
او برای توضیح این موضوع به روسیه اشاره میکند. به اعتقاد گون دوعان، بازگشت ارزش روبل در یک دوره هشتماهه را نباید صرفاً نتیجه اعطای اختیارات ویژه به رئیس بانک مرکزی این کشور دانست. از نگاه او، آنچه اهمیت داشت، هماهنگی میان بانک مرکزی و سایر نهادهای اقتصادی روسیه بود.
گوندوعان به اقداماتی مانند پیوند دادن روبل با طلا و الزام استفاده از روبل در فروش انرژی اشاره میکند و میگوید این سیاستها خارج از چارچوبهای معمول اجرا شدند. بنابراین، تجربه روسیه از نظر او نشان میدهد که ثبات ارزی بیشتر از آنکه به یک نهاد یا یک مقام وابسته باشد، به وجود یک چارچوب هماهنگ اقتصادی و سیاستگذاری متناسب با شرایط کشور نیاز دارد.
کاهش وابستگی به دلار؛ از پرداخت منطقهای تا اتحادیه پولی
در موضوع وابستگی به دلار نیز گوندوعان معتقد است کشورها باید به سمت کاهش تدریجی این وابستگی حرکت کنند. او ریشه قدرت دلار را در نقش آن در تسویه تجارت جهانی، بهویژه تجارت انرژی، میداند و معتقد است جایگزین کردن آن با یک سازوکار دیگر، از توان یک کشور بهتنهایی خارج است.
به گفته او، کشورهای منطقه برای کاهش وابستگی به ارزهای خارجی نیازمند همکاری و همگرایی اقتصادی هستند؛ همکاریای که در بلندمدت میتواند به ایجاد یک نظام پرداخت منطقهای و حتی یک واحد پولی مشترک منجر شود. او معتقد است منطقه خاورمیانه از جمعیت جوان، منابع طبیعی، ظرفیت تولید، بازارهای بزرگ و توان علمی کافی برای ایجاد چنین ساختاری برخوردار است، اما اختلافات میان کشورهای منطقه، فضای بیشتری برای مداخله بازیگران خارجی ایجاد کرده است.
وقتی شوک ارزی به اقتصاد واقعی میرسد
گوندوعان نرخ ارز را در ذات خود «یک عدد» میداند، اما هشدار میدهد که اگر سیاستگذار نتواند آثار تغییرات ارزی را مدیریت کند، این عدد میتواند به بخش واقعی اقتصاد منتقل شود. در چنین شرایطی، بنگاهها، تولیدکنندگان و خانوارها برای حفظ ارزش دارایی خود واکنش نشان میدهند و شوک مالی به تولید و تجارت سرایت میکند.
او همچنین نقش رسانهها و شبکههای اجتماعی را در ایجاد نااطمینانی مهم میداند. از نگاه او، در ساختار فعلی نظام مالی، فشارهای روانی میتوانند ابتدا بازارهای مالی را هدف قرار دهند و در صورت واکنش نامناسب سیاستگذار، آثار خود را به اقتصاد واقعی منتقل کنند. گوندوعان برای نشان دادن شدت این وابستگی، به اختلال حتی یکروزه در پرداختهای بانکی یک واحد تولیدی بزرگ اشاره میکند که میتواند خسارت سنگینی به فعالیت آن وارد کند.
مسئله ایران؛ فراتر از سیاست تثبیت
در مورد سیاست تثبیت اقتصادی ایران نیز گوندوعان ضمن تقدیر از توان علمی و تخصصی کارشناسان بانک مرکزی، مسئله اصلی را نیروی انسانی نمیداند. به اعتقاد او، حتی تیمهای بسیار توانمند نیز در چارچوب یک ساختار نامناسب نمیتوانند به نتایج پایدار برسند.
او یکی از مشکلات مهم اقتصاد ایران را وابستگی جامعه به ارز خارجی برای قیمتگذاری و پسانداز میداند و معتقد است این رفتار تا حدی از عملکرد سیاستگذار پولی نیز تأثیر میگیرد؛ زیرا وقتی ارز خارجی در عمل بهعنوان ذخیره، پشتوانه و لنگر ارزش پول مورد استفاده قرار میگیرد، طبیعی است که مردم نیز برای حفظ ارزش دارایی خود به آن روی بیاورند.
از نگاه گوندوعان، وجود فاصله میان نرخ رسمی و بازار آزاد و استفاده عملی از ذخایر ارزی برای حفظ ارزش ریال، نوعی وابستگی ساختاری به ارز خارجی ایجاد کرده است. در کنار آن، ادامه استفاده از الگوهای غربی در سیاست پولی، بانکی، بودجهریزی و تخصیص اعتبار، بدون طراحی یک مدل بومی، به اعتقاد او یکی از تناقضهای مهم اقتصاد ایران است.
ثبات اقتصادی پایدار با سیاستهای مقطعی و تغییرات تاکتیکی به دست نمیآید. به باور او، ایران و دیگر کشورهای منطقه به یک ساختار هماهنگ و یکپارچه نیاز دارند که سیاست پولی، مالی، ارزی و اعتباری را در یک مسیر مشترک قرار دهد. او در پایان، با اشاره به مفهوم خرد در اندیشه سعدی، تأکید میکند که استفاده از تجربه و دانش دیگران ضروری است، اما تصمیم نهایی باید بر اساس شناخت دقیق شرایط و منافع واقعی هر کشور گرفته شود.
گزارش از: هانیه محمدی
نظر شما